X
تبلیغات
parandokht - قانون مدنی(3)- مهریه
تاريخ : دوشنبه یازدهم مرداد 1389 | 22:40 | نویسنده : پرند
مهریه

مبحث مهریه مبحث گسترده ای می باشد ؛ انواع مهریه ، شرایط مهریه، مهریه در عقدهای موقت و دایم ، نمائات و افزایش بهای مهریه ، استقرار و منجزات مهریه( سبب تعلق مهریه به زن ) ،عیب و تلف مهریه ، ضمانت اجرای مهریه ، نحوه پرداخت آن و بسیاری مباحث دیگر که من در اینجا با ااستفاده از  چکیده پایان نامه خود برای شما نقل می کنم .(پرند محمدی)

مهرا لسنه : مهرالسنه، مهري است كه رسول اكرم (ص) براي فاطمه (س) مقرر كرد. مقدار آن دويست و شصت و دو مثقال و نيـم پول نقره مسـكوك اسـت. به مثقـال صرافـان برابر 50/3937 ريال مي‌باشد.

مهر المسمی: معمولاً رسم بر اين است كه زن و مرد قبل از عقد، در باب ميزان و نوع مهر با هم توافق مي‌كنند. مهرالمسمي مالي معين است كه به عنوان مهر و با توافق و رضايت زوجين يا نمايندگان آنها تعيين مي‌شود. اين مال مصاديق متعددي دارد كه بسته به توان و تعهد مردي مي‌تواند لحاظ شود. از آنجا كه تعيين مقدار مهرالمسمي با رضايت طرفين است، لذا آنها مي‌توانند خود عهده‌دار تعيين آن شوند يا اينكه شخص ثالثي را براي اين منظور تعيين كنند. مانند اينكه در نكاح شرط شود كه تعيين مقدار مهر با پدر عروس و يا داماد باشد، در اينصورت داوري كه براي تعيين مهر انتخاب شده، مي‌تواند هر مقدار كه صلاح مي‌داند مهرالمسمي را معين كند.

اگر زني كه برايش مهرالمسمي تعيين شده، قبل از نزديكي از شوهرش جدا شود، موارد زير در موردش صادق است :

1- اگر به واسطه طلاق جدا شده است، نصف مهر به او تعلق مي‌گيرد.

2-اگر يكي از زوجين فوت كند، بعضي معتقدند كه تمام مهر و بعضي ديگر معتقدند نصف مهر به ملكيت زن درمي‌آيد.

3- اگر زن و شوهر به واسطه رضاع ( شیر خوردن – شیر دادن ) به هم حرام شوند و زن مقصر نباشد، مستحق نصف مهر است.

4-اگر به واسطه عيب يا ... زن يا مرد عقد را فسخ كنند، ثابت نيست كه نصف مهر را مي‌برد يا همه مهر را، اما اگر به واسطه عنن(مردي را كه داراي ناتـواني جسمـي اسـت و آلت او هنـگام نزديـكي منتـشـر نمي‌شود «عِنين» مي‌گوينـد و بيمـاري او را «عنن» مي‌نامنـد.) باشد نصف مهر براي زن ثابت مي‌شود.

5- اگر مرد مرتد شود، زن مستحق نصف مهر خواهد بود و مرد بايد آن را بپردازد.

6- اگر زن مرتد شود، همه مهر باطل است.

7- اگر زن و مرد هر دو كافر بودند و زن مسلمان شد، مهر باطل مي‌شود.

8- اگر مهرالمسمي مجهول باشد يا فاقد ماليت باشد، زن مستحق مهرالمثل مي‌شود.

مهر المثل : 

مهرالمثل، مهر زني است كه مانند زني ديگر از همان طايفه باشد، از هر جهت و مخصوصاً از طايفه پدري كه در حسن و جمال و مال و عقل و ديانت و صلاح و از حيث شهرت بلدي و عصر و بكارت، با زن ديگر در يك طراز باشد. پس اگر چنين زني در آن طايفه يافت نشد، ممكن است از طايفه ديگر زني به همان خصوصيات در نظر بگيرند و مخصوصاً نبايد از طايفه نادري باشد. مهرالمثل بر حسب عرف و عادت و با توجه به وضعيت زن از لحاظ سني، زيبايي، تحصيلات، موقعيت خانوادگي، منزلت اجتماعي، كمالات اخلاقي و ... با در نظر گرفتن مقتضيات زمان و مكان تعيين مي‌شود.

مهر المتعه : متاع حق زني است كه شوهرش او را پيش از آميزش جنسي طلاق دهد و مهريه‌اي در ضمن عقد براي اين زن پيش‌بيني نشده باشد. در واقع اين زن مستحق مهرالمتعه است. در ماده 1093 ق. م نيز اينطور آمده: «هرگاه مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر قبل از نزديكي و تعيين مهر، زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر پس از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل است».

فقهاي اماميه، پرداخت (مهرالمتعه) را امري الزامي مي‌دانند، اما فقهاي عامه امري مستحبي مي‌دانند.

مهرالمفوضه : تفويض( تفويض به معناي سپردن- واگذار كردن مي‌باشد.) بر دو قسم است:

1-تفويض بضع: زماني كه در نكاح دائم، مهريه ذكر نشود يا عدم آن شرط شود، عقد مزبور صحيح است و اين عدم ذكر مهر خللي ب صحت عقد وارد نمي‌كند. اين عمل در فقه اسلامي «تفويض بضع» و زن را «مفوضه‌البضع» مي‌نامند. طرفين مي‌توانند پس از عقد مهر را با توافق تعيين كنند.

2- تفويض مهر: زماني كه قبل از عقد نكاح، اختيار تعيين مهر به يكي از زوجين يا شخص ثالثي واگذار مي‌شود، در اصطلاح فقهي و حقوقي چنين توافقي را «تفويض‌المهر» مي‌نامند و زن را «مفوضه‌المهر» مي‌گويند.

مهرالسر: مهرالسر مهري است واقعي و مورد تراضي زن و مرد ولي در متن عقد نكاح به طور صوري مهر بيشتري را ذكر مي‌كنند و نمايش مي دهند كه مهر زن زياد است و مهر واقعي را مخفي مي‌كنند. اين مهر صوري كه واقعي نيست و فقط در متن عقد نكاح آمده است را مهرالعلانيه مي‌گويند. فرض بر صحت آن چيزي است كه اظهار مي‌شـود مگر اين كه خلاف آن ثابت گردد، پس در اينصورت شوهر بايد مهرالعلانيه را پرداخت كند، مگر اين كه مهرالسر ثابت شـود. در ايـنصورت شوهر موظف است مهرالسر را بپردازد.

مهر البغی: به شخص زناكار «بغّي» مي‌گويند و زني كه زناكار است مهري ندارد.

چيزي كه به عنوان مهر تعيين مي‌شود بايد شرايط عمومي مورد معامله را داشته باشد، زيرا قرارداد زن و شوهر درباره مهر قراردادي تبعي است. پس رعايت همه شرايط اساسي در صحت معامله، در مورد آن لازم و ضروري است. اين شرايط عبارتند از : مالیت داشته باشد ، قابل تملک داشته باشد ، ملک شوهر باشد ، منفعت عقلایی و مشروع داشته باشد ، خصوصیات و اوصافش مشخص و معلوم باشد و شوهر قدرت بر تسلیم آن داشته باشد.

آيا مهر داراي ضمانت اجراست؟ به عبارتي آيا مي‌توان مردي را كه با وجود داشتن امكانات مالي از پرداخت مهريه همسرش امتناع مي‌كند، مجازات كرد؟ مهريه از مهمترين حقوقي است كه هنگام عقد نكاح براي زن در نظر گرفته مي‌شود. مهريه نسبت به زن داراي جنبه «حق» و «طلب» و نسبت به شوهر داراي جنبه «دين» است.

بر اساس ماده 1082 ق. م، به مجرد عقد زن مالك مهر مي‌شود و مي‌تواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد. مهريه مانند كليه اجرائيه‌هاي مدني ضمانت اجرايي كيفري ندارد. تنها بر اساس ماده 34 قانون اجراي احكام مدني است كه اگر شخص دارايي خود را براي فرار از اجراي حكم و پرداخت آن بر محكوم (دراينجا همسر مرد) مخفي كند و پس از آن معلوم شود كه او عمداً دارائيش را مخفي كرده يا اعلام كرده كه دارايي ندارد، قانون براي او از 61 روز تا 6 ماه حبس در نظر مي‌گيرد. مجازات ديگر آن است كه زن مادامي كه تمام مهريه‌اش را وصول نكرده است مي‌تواند شوهرش را ممنوع‌الخروج كند.

ماهيت مهر ديني است كه بر ذمه شوهر مي‌باشد و مرد به موجب عقد نكاح به ميزان مهر مديون زوجه مي‌شود و زماني ذمه‌اش بري خواهد شد كه به تعهد خود عمل كند. متعهد نيز ملزم است آنچه را بر عهده گرفته به طور كامل اجرا كند. البته قانون مدني در خصوص دين بودن مهر بر ذمه شوهر نصي ندارد، چرا كه به موجب ماده 1082 اصل را در پرداخت و تسليم نقدي و حال مهر مي‌داند. از طرفي ماده 266 قانون امور حسبي، طلب زن از بابت مهر را تا ميزان مشخصي، جزو ديون ممتازه محسوب داشته و بايد مقدم بر بدهي‌هاي معمولي ديگر، پرداخت شود.

قانون «نحوه اجراي محكوميتهاي مالي» محكوم عليه را كه حكم محكوميتش قطعيت يافته، الزام به تأديه نموده و چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و محكوم‌له را به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفاء مي‌نمايد. در غير اينصورت بنا به درخواست محكوم‌له (زوجه)، ممتنع را در صورتي كه معسر نباشد، تا زمان تأديه حبس خواهد كرد. البته ماده 1 اين قانون با افزايش رقم ريالي بدل از حبس (5 هزار ريال براي يك روز حبس) اين امكان را فراهم كرد كه تعدادي از زندانيان آزاد شوند. اما از طرفي ماده 2 قانون مذكور در چرخشي كامل درهاي زندان را به سوي زندانيان گشود. ماده 2 در اين خصوص مي‌گويد: «هر كس محكوم به پرداخت مالي به ديگري شود، چه به صورت استرداد عين يا قيمت يا مثل آن يا ضرر و زيان ناشي از جرم و ديه و آن را تأديه ننمايد، دادگاه او را الزام به تأديه نموده و چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفاء مي‌نمايد و در غير اينصورت بنا به تقاضاي محكوم‌له، ممتنع را در صورتي كه معسر نباشد تا زمان تأديه حبس خواهد نمود». لازم به ذكر است كه محكوم عليه حبس مي‌شود، سپس به تقاضاي اعسار اورسيدگي مي‌شود. بنابراين اين طرز برخورد، دقيقاً مانند ساير ديون است.

چگونگی اقدام زوجه برای اخذ مهریه :  هر زنی برای حصول مهریه یا نفقه معوقه یا نفقه فرزندانش و ... باید دادخواستی به دادگاه تقدیم کند که با تعیین وقت رسیدگی از سوی دادگاه و دعوت از طرف مقابل به موضوع رسیدگی می شود. در صورتی که دادگاه خواهان را مستحق تشخیص بدهد، حکم به نفع خواهان و در غیر این صورت حکم به رد دعوا صادرمی شود. فردی که از حکم متنفع است و حکم به نفع اوست باید تقاضای اجراییه کند. اگر مهریه وجه نقد یا در حکم نقد مانند سکه و طلا باشد زن با در دست داشتن سند رسمی ازدواج می تواند به دفتر ازدواج و یا دایره اجرای ثبت (مستقر در اداره ثبت اسناد محل وقوع ازدواج) مراجعه و طبق فرم خاصی که در آن دایره موجود است تقاضای صدور اجراییه کند. ابتدا این اجراییه به شوهر ابلاغ می شود و به وی 10 روز مهلت داده می شود تا به اجراییه عمل کرده و طلب همسرش را پرداخت کند. در صورتی که در مدت مقرر شوهر دین خود را نپردازد و اجراییه را اجرا نکند، دادگاه اجراییه را به دایره اجرای احکام می فرستد. زن نیز می تواند با معرفی اموال و دارایی شوهر به اجرای ثبت، تقاضای توقیف اموال شوهر را کرده و مطالبات شوهر از اشخاص دیگر و موجود حسابهای بانکی وی را نیز توقیف کند. همچنین زن می تواند تقاضای توقیف حقوق شوهر را از موسسات دولتی یا خصوصی داشته باشد و تا میزان  حقوق (مادامی که شوهر متأهل است) و نیز  آن را در صورتی که زن و شوهر از هم جدا شوند و تا زمانی که شوهر زن دیگری اختیار نکرده، توقیف نماید. دایره اجرای احکام مجدداً برای اتمام حجت برای محکوم علیه (زوج) اخطاری ارسال می کند. اگر اجراییه توسط وی اجرا  شد که پرونده به نتیجه می رسد، در غیر این صورت طبق قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، طرف منتفع که زوجه است می تواند تقاضای بازداشت محکوم علیه را بکند. در این زمان محکوم علیه تا زمانی که یا رضایت زن را تحصیل کند و یا از دادگاه حکم اعسار یا تقسیط بگیرد، در بازداشت می ماند. اگر مهریه سکه طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قیمت روز مطالبه آنها ملاک اجرای قانونی حکم است. اگر سند ازدواج رسمی نباشد، زن برای مطالبه مهریه خود باید از طریق تسلیم دادخواست به دادگاه اقدام کند. اگرچه زن می تواند درخواست توقیف امواج زوج را بنماید، اما ما در قوانین حقوقی ضوابطی که بتوانیم کلیه داراییهای مرد را محاسبه نماییم و یا از اقدامات مرد بر خروج اموال از ملکش جلوگیری بنماید، نداریم. از طرفی توقیف این اموال شامل مستثنیات دین اگر مهریه سکه طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قیمت روز مطالبه آنها ملاک اجرای قانونی حکم است. اگر سند ازدواج رسمی نباشد، زن برای مطالبه مهریه خود باید از طریق تسلیم دادخواست به دادگاه اقدام کند. اگرچه زن می تواند درخواست توقیف امواج زوج را بنماید، اما ما در قوانین حقوقی ضوابطی که بتوانیم کلیه داراییهای مرد را محاسبه نماییم و یا از اقدامات مرد بر خروج اموال از ملکش جلوگیری بنماید، نداریم. از طرفی توقیف این اموال شامل مستثنیات دین نمی شود و مرد می تواند بخشی ازا موالش را جز مستثنیات دین معرفی نماید، لذا باید قوانینی جهت جلوگیری از سوء استفاده مرد در این مورد وضع گردد. 



  • قالب میهن بلاگ
  • وی جی وای ام